سازگاری تعدد قراءات نازل شده از جانب خداوند با نزول قرآن بر حرف واحد

بسم الله الرحمن الرحیم

از احادیثی که از قدیم مورد توجه علمای شیعه بوده است این است که «قرآن بر حرف واحد نازل شده است». با اینکه تا قرن دهم تواتر قراءات سبع مورد اجماع علمای شیعه بود، اما از این زمان، این ذهنیت در برخی از اخباریون، و به تبع آنها اصولیون، پدید آمد که گویی این روایت در مقام نفی تعدد قراءات نازل شده از سوی خداوند است؛ و از آن زمان در علمای شیعه باب انکار تواتر قراءات سبع باز شد و سخن قدمای شیعه که از تواتر آنها سخن می‌گفتند را تأویل کردند که مقصود، تواتر تا زمان صاحب قرائت است، نه تا رسول الله ص. اگر توجه شود که این حدیث تنها مستند کسانی است که معتقدند قرآن کریم فقط با یک قرائت نازل شده است، آنگاه فهم مقصود درست از این حدیث، موضوعیتی برای حل این نزاع دارد…

ادامه مطلب سازگاری تعدد قراءات نازل شده از جانب خداوند با نزول قرآن بر حرف واحد

بازدیدها: ۱۰

هشداری به خطر علوطلبی برای مومنان

بسم الله الرحمن الرحیم

روز چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۴ به مناسبت ایام فاطمیه اول، در مشهد در هیأت موسسه جوانان آستان قدس (نفس عمیق) بحثی ارائه شد با عنوان «تاملی در ممتحنه دانستن حضرت زهرا س: تذکری به خطر علوطلبی برای مومنان»

که فایل صوتی آن را از اینجا و خلاصه بحث مشتمل بر آیات و احادیث مطرح شده را در قالب فایل PDF از اینجا می‌توانید دریافت کنید.

از آنجا که بحث فوق خیلی فشرده بود، بحث را با تفصیل بیشتر و زوایای جدیدتری در فاطمیه دوم (۱-۳ آذرماه ۱۴۰۴) با عنوان «امتحان دشوار مومنان (علوطلبی)» در هیات انتظار بندرعباس ارائه کردم که در ادامه فایل‌های آن تقدیم می‌شود.

ضمنا خلاصه بحثها را (که مشتمل بر تمامی آیات و احادیثی است که در بحث مورد استفاده قرار گرفت) هم از اینجا به صورت فایل PDF و هم در ادامه مطلب می‌توانید مشاهده کنید:

فایل صوتی جلسه اول

فایل صوتی جلسه دوم

فایل صوتی جلسه سوم

ادامه مطلب هشداری به خطر علوطلبی برای مومنان

بازدیدها: ۱۶

حیرت «پدیدارشناسی» از مناظره سلیمانی اردستانی و حامد کاشانی

بسم الله الرحمن الرحیم

در تعریف پدیدار شناسی گفته‌اند که عبارت است از مطالعه پدیده‌ها و توصیف آنها با در نظر گرفتن نحوه بروز و تجلی آنها، فارغ از هرگونه ارزش‌گذاری، تأویل و یا قضاوت ارزشی. وقتی این رویکرد به مثابه یک روش مورد استفاده قرار می‌گیرد به دنبال تبیین ماهیت امور از طریق تجربه زیسته افراد است و می‌خواهد معانی را آن‌چنان که در زندگی روزمره زیسته می‌شوند، آشکار نماید. در واقع، وقتی کسی بر روش پدیدارشناسی تأکید می‌کند می‌خواهد بگوید من هرگونه داوری ارزشی و حتی اثبات حق یا باطل بودن را در این موضوع کنار می‌گذارم و فقط می‌خواهم با حضور در زیست جهان مورد نظر بفهمم واقعا چه چیزی رخ داده است. پس این روش نمی‌خواهد شواهد را کنار بگذارد؛‌ بلکه می‌خواهد شواهد را با نگاهی کیفی و عمیق مورد تأمل قرار دهد؛ فقط نمی‌خواهد صرفا با یک مراجعه آماری و ظاهری به شواهد نظر دهد.

دیروز فرصتی دست داد و صوت کامل مناظره حامد کاشانی و عبدالرحیم سلیمانی اردستانی با موضوع “مظلومیت و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها” را گوش دادم. (اینجا) آقای سلیمانی ادعایش این بود که می‌خواهد با روش پدیدارشناسی در بحث ورود کند و بر اینکه تک تک شواهد مهم نیست و من از انباشت شواهد استفاده می‌کنم سخن گفت. در مقابل، آقای کاشانی به عنوان یک متخصص علم تاریخ، اصراری بر استفاده از روش پدیدارشناسی نداشت.  اما آنچه از جانب آقای سلیمانی در این مناظره رخ داد چه اندازه استفاده از این روش بود؟ و آیا آقای سلیمانی از این روش‌ها استفاده کرد یا آقای کاشانی؟

از مهمترین نکات در روش پدیدارشناسی، وجود همدلی با موضوع است؛ چون قرار است با تجربه زیسته افراد موضوع فهم شود. آقای سلیمانی بارها در سخنانش می‌گفت من بر اساس آنچه در روضه‌ها مشهور است نظر می‌دهم. تا اینجا انسان احساس می‌کرد که قرار است از روش پدیدارشناسی استفاده شود؛ اما ایشان این روضه‌ها را طوری تفسیر می‌کرد که نه‌تنها پدیدارشناسانه نبود، بلکه کاملا ارزش‌گذارانه، و مبتنی بر تأویل و قضاوت ارزشی خاصی بود که کسانی که در این روضه‌ها شرکت می‌کنند چنان ذهنیتی ندارند.

در واقع، در ذهنیت کسانی که در این روضه‌ها شرکت می‌کنند چند مرحله هست که اتفاقا موضوع مناظره روی اصلی‌ترین مرحله گذاشته شده بود: «مظلومیت و شهادت حضرت زهرا» و کاشانی دائما اصرار داشت به همینجا برگردد. رتبه‌بندی این باور در شیعیان به اختصار به این ترتیب است: (۱) مظلومیت، (۲) شهادت، (۳) محاصره خانه و تهدید به آتش زدن خانه، (۴) جسارت به حضرت زهرا س، یعنی اصرار به تهدید علی‌رغم اطلاع از حضور حضرت زهرا س، (۵) آتش زدن درب خانه، (۶) هجوم و ورود غاصبانه به خانه، (۷) …

آنچه محور باور شیعیان را تشکیل می‌دهد دو مورد اول و دوم است، و بقیه شاخ و برگهای آن است؛ یعنی کاملا محتمل است کسی خود را شیعه بداند اما در خصوص چگونگی وقوع موارد ۳ به بعد اختلاف نظرهایی داشته باشد.

اشکال سلیمانی این بود که «چگونه ممکن است حضرت فاطمه س مورد هجوم قرار بگیرد و حضرت علی ع بایستد و تماشا کند و دست روی دست بگذارد و کاری نکند؟» در اینجا کاشانی پاسخ داد که بحث ما درباره اصل وقوع واقعه است نه کیفیت آن؛ همان گونه که اصل وقوع شهادت امام حسین ع در روز عاشورا قطعی است و اختلاف در کیفیت آن لطمه‌ای به اصل واقعه نمی‌زند.

سلیمانی ادعایش این بود که بحث من یک بحث تاریخی نیست که با ادله تاریخی بررسی کنم که آیا هجوم به خانه حضرت زهرا س به لحاظ تاریخی رخ داده یا خیر؟ بلکه می‌گویم به لحاط پدیدارشناسی و با توجه به معرفی شیعیان از حضرت علی ع که مظهر عدالت و غیرت است، چنین واقعه‌ای امکان وقوع ندارد. این همان چیزی است که آقای کاشانی با تعبیر «استدلال مبتنی بر استبعاد» از آن یاد می‌کرد و سلیمانی مکرر می‌گفت من استبعاد نمی‌کنم؟ من هرچه تأمل کردم نفهمیدم این نوع استدلال جز استبعاد چه توجیه دیگری دارد؟

از آن مهمتر، وقتی می‌گوییم وقوع این واقعه با لحاظ این شرایط، امکان ندارد، وقتی فضای پدیدارشناسی باشد، یعنی این عدم امکان را به تجربه زیسته افراد ارجاع می‌دهیم:

اولا آیا اینکه حضرت علی ع ایستاد و تماشا کرد و کاری نکرد، جز مولفه‌های باور به شهادت و مظلومیت حضرت زهرا س در تجربه زیسته شیعیان است؟ یا تنها یکی از گزارش‌های ماجراست، که لزوما همه شیعان برای قبول مظلومیت و شهادت حضرت زهرا س بدان استناد نمی کنند؟

ثانیا و مهمتر اینکه کاشانی فضایی از تجربه زیسته را تصویر کرد که وقوع حتی واقعه به همین صورت هم در تجربه‌زیسته شیعیان کاملا محتمل می‌شد؛ گفت: «با توجه به سابقه‌ای که از این هجوم‌آوردگان به خانه داریم که حاضر بودند هر کاری بکنند،- حتی اگر بپذیریم وقوع ماجرا این گونه است که تو می‌گویی- وقتی حضرت علی ع ببیند که ورود وی در درگیری، علاوه بر حضرت زهرا س، جان امام حسن و امام حسین ع را (که آن زمان کودکانی ۴ و ۵ ساله بودند) ‌به خطر می‌اندازد، از اقدام خودداری کند.» الان اگر اقدام حضرت علی ع این گونه باشد با تجربه زیسته شیعیان و درکشان از عدالت و غیرت حضرت علی ع منافاتی دارد؟

این پاسخی بود که به لحاط پدیدارشناسانه کاملا اشکال را مرتفع می‌کرد و معقولیت لازم را برای اینکه این واقعه رخ داده باشد و حضرت علی ع اقدام نکرده باشد مهیا می‌کرد و اگر کسی خود را از داوری ارزشی فارغ کرده و ملتزم به روش پدیدارشناسی باشد، می‌پذیرفت. اما در کمال تعجب، سلیمانی ادعا کرد که اتفاقا سابقه آن افراد که می‌خواستند حکومت دینی را به دست بگیرند خیلی خوب بود، و یک حاکم در حکومت دینی هرگز حاضر نیست آدم بکشد! آیا این یک قضاوت ارزشی نیست؟ عجیب اینجاست که این قضاوت ارزشی بقدری برخلاف شواهد است که نه در شیعه و نه در سنی بستر قابل دفاعی ندارد. بله، اگر شخص معصوم در رأس حکومت دینی باشد، شیعیان صدور هرگونه اقدام خلاف عدالت را از او ناممکن می‌دانند؛ اما بحث بر سر حکومت افرادی است که نه شیعه آنها را معصوم می‌داند و نه اهل سنت؛ آن هم در به دست گرفتن حکومتی که شروعش کاملا شبیه کودتاست.

می‌بینیم که سلیمانی در اینجا نه‌تنها شواهد واضح را کنار می‌گذارد بلکه کاملا به قضاوتهای ارزشی و تعصب‌ورزی ضدشیعی گرفتار می‌آید و مطلبی را به عنوان شاهد تاریخی مطرح می‌کند، که حتی در حد فهمِ [بخوانید: تجربه زیسته‌ی] علمای اهل سنت قابل قبول نیست. اینکه سه خلیفه اول در مسیر حکومت دینی خود دست به کشتن و زندانی کردن افراد می‌زدند بقدری شواهد تاریخی دارد که عمده علمای اهل سنت هم آن را قبول دارند و از این روست که در توجیه رفتارهای آنها در این زمینه تالیفات متعدد دارند، که اتفاقا آقای کاشانی به مواردی از این اشاره کرد، اما در کمال تعجب، آقای سلیمانی گفت من در هر چیزی تردید داشته باشد در اینجا قاطعم که آنان در حکومت دینی خود نه کسی را کشتند و نه کسی را به زندان افکندند.

سوالی که همچنان ذهن مرا درگیر کرده این است که: چرا سلیمانی اردستانی که اصلا به این روش پای‌بند نبود اسم روش خود را پدیدارشناسی گذاشت؟

بازدیدها: ۲۳

برداشتی ذوقی از سوره طارق در تطبیق آن با جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا ما حق و بلکه وظیفه نداریم اوضاع و احوال امروز خویش را در قرآن جستجو کنیم و آیات قرآن را با توجه به وضعیتی که در آن بسر می‌بریم بازخوانی کنیم؟ در این یادداشت، که اصل آن در ادامه تأملات قرآنی‌ام بوده است، سوره طارق بر وضعیت کنونی ما تطبیق داده شده؛ که چه پیام‌هایی برای امروز ما (که فعلا در شرایط شکننده آتش‌بس با اسرائیل بسر می‌بریم) می تواند داشته باشد.  متن کامل این یادداشت را در ادامه بخوانید

ادامه مطلب برداشتی ذوقی از سوره طارق در تطبیق آن با جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران

بازدیدها: ۷۴

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت

بسم الله الرحمن الرحیم

محرم امسال (۱۴۰۴) شبها  (ساعت ۲۱) در هیات انتظار بندرعباس بحثی خواهم داشت درباره «بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت».
در واقع این بحث ان شاء الله تکمیل وارتقا بحثی است که محرم سال قبل در چهار جلسه که هریک کمتر از نیم ساعت شد در دانشگاه باقرالعلوم ع مطرح کردم با عنوان «واقعه عاشورا و فلسفه خلقت»؛‌که هم بسیاری از بحثها فرصت نشد و همان مقدار هم که ارائه شد زوایای بحث بقدر کافی باز نشد.

در این سالها به‌ویژه در برنامه‌هایی که در هیات انتظار در بندرعباس داشته‌ام هدفم این بوده که با توضیح پیچیدگی‌های فتنه‌های آخرالزمان، درباره تصمیم‌گیری صحیح در چنان فتنه‌هایی با مراجعه به کتاب و سنت راهی بیابم (مثلا اینجا). امسال در دو هفته قبل از محرم شاهد حمله اسرائیل به ایران و پاسخ جانانه ایران بودیم که دو روز قبل از محرم آتش بس اعلام شد. طبیعی است که حال و هوای بحث امسال بشدت با حال و هوای این مساله گره خورده است و قصدم این است که داستان عاشورا را ذیل مساله مهم فلسفه خلقت بازخوانی کنم.

باورم این است که نبیادی‌ترین مبنا برای تصمیم‌گیری انسانها در هر زمانی، خصوصا در موقعیتهای بحرانی، درک صحیح از فلسفه خلقت است؛‌و اتفاقا این فلسفه به بهترین وجه در داستان عاشورا منعکس شده است.

فایلهای صوتی و نیز خلاصه‌ای از مطالب ارائه شده که مشتمل بر تمامی آیات و روایات بحث است روزانه در کانال ایتا (اینجا) بارگذاری خواهد شد و ان شاء‌الله در پایان، همگی در اینجا هم بازنشر داده خواهد شد.

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۱)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۲)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۳)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۴)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۵)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۶)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۷)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۸)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۹)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۱۰)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۱۱)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۱۲)

بازخوانی داستان عاشورا از منظر فلسفه خلقت (۱۳)

بازدیدها: ۱۵

یادداشت‌های جنگ ایران و اسرائیل (۴) قبول آتش‌بس و نه صلح تحمیلی

بسم الله الرحمن الرحیم 

بعد از اتحاد و انسجام کم‌نظیر ملت و در نتیجه، عنایت خداوند در ایجاد حماسه مقاومت و ایستادگی ایران، آمریکا تقاضای آتش‌بس کرد و ایران هم پذیرفت که به شرط آنکه رژیم غاصب اسرائیل تهاجم غیرقانونی خود علیه مردم ایران را متوقف کند، ما نیز پاسخ ندهیم. متأسفانه برخی این را تخطی از فرمایش رهبری در خصوص عدم پذیرش صلح تحمیلی قلمداد کردند و کوشیدند در بوق حاکمیت دوگانه بدمند. از آنجا که خود ایشان بلافاصله بعد از کاربرد عبارت «صلح تحمیلی» فرمودند: که «من انتظار دارم که صاحبان فکر و صاحبان بیان و قلم، بخصوص مرتبطین با افکار عمومی جهانیان، این معانی و این مفاهیم را بیان و تبیین کنند» چند کلمه‌ای در این باره تقدیم می‌شود.

به عنوان مقدمه اشاره می‌کنم که صرف نظر از اینکه وضعیت فعلی، یعنی «قبول آتش‌بس» (مادام که او نزند، ما هم نزنیم)، تفاوت جدی با «صلح» دارد؛ اما حتی اگر صلحی هم رخ دهد، اولا آمدن کلمه «تحمیلی» نشان می‌دهد که با اصل صلح مشکل نداریم، ‌بلکه با تحمیلی بودنش مشکل داریم، چنانکه خداوند متعال هم دقیقا بعد از آیه‌ای که فرمود: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة» (انفال/۶۰)، می‌فرماید: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» (انفال/۶۱). ثانیا علی‌القاعده ایشان به عنوان یک فقیه شیعی، موضعی که می‌گیرند باید ذیل کتاب الله و سنت فهمیده شود، نه در مقابل آن.

معنای نادرستی از «صلح تحمیلی» که در برخی فضاهای انقلابی شایع شده، تحلیل مسأله فقط از زاویه دشمن است، که بر اساس آن، هم صلح‌های اهل بیت ع با دشمنانشان مصداق آن خواهد بود (مگر نه این است که معاویه صلح را بر امام حسن ع تحمیل کرد؟)، و هم با سایر فرمایشات رهبری ناسازگار است (در همان سخنرانی علاوه بر مخالفت با صلح تحمیلی، تن دادن به جنگ تحمیلی را هم انکار کردند؟ اگر معنای تحمیل، صرفا از زاویه دشمن باشد، آیا مگر هم جنگ هشت ساله و هم جنگ با اسرائیل یک جنگ تحمیلی نبود که ما بدان تن دادیم؟)

پس باید مساله را از زاویه دیگری دید.

تعبیر «تحمیلی بودن»، در مقابل «اختیاری بودن» است؛ مساله این است که چگونه و چه‌چیزی را اختیار می‌کنیم و آیا اصلا اختیار می کنیم یا خیر؟

صلح تحمیلی جایی است که صرفا بر اساس هیجاناتی که دشمن ما را در آن گرفتار کرده، به صلح (یا جنگ) تن دهیم. اما وقتی عاقلانه (و در نتیجه: شجاعانه، نه بزدلانه و نه متهورانه) شرایط را بررسی، و بین «بد» و «بدتر»، «بد» را انتخاب کردیم، چطور؟ دشمن شرایط بیرونی را طوری قرار می‌دهد که ما خواسته او را عمل کنیم؛ اما اگر توانستیم خواسته او را درون پازل خودمان قرار دهیم، آنگاه ماییم که صلح را اختیار کرده‌ایم؛ و بدین معناست که صلح امام حسن ع، تن دادن به یک صلح تحمیلی نبوده؛ و کسی که به ایشان بگوید «یا مذل المومنین» به خطا رفته است.

در مقابل، زمانی که از فضای اختیار عاقلانه بیرون برویم و احساسی و هیجانی تصمیم بگیریم (چه جنگ باشد و چه صلح)‌ آنجاست که دشمن خواسته خود را بر ما تحمیل کرده است.

سخن پایانی اینکه اگر این «قبول آتش‌بس» به «صلح» هم ختم شود، هم ما و هم اسرائیل می‌دانیم که این صلح، همیشگی نخواهد بود و هردو درصدد تقویت خود خواهیم بود. پس ما هم تا می‌توانیم باید بر قدرتمان بیفزاییم و اسلحه تدارک ببیینم، اما نه صرفا سلاح مادی؛ و ماه محرم که در پیش است، فرصتی جدی است برای افزودن قدرت و برکشیدن اسلحه‌ای که کسی را تاب مقاومت در برابر آن نیست (یادداشت شماره۲) و جدی کردن حضور لشکریان نادیدنی خداوند در میدان (یادداشت شماره۳)

بازدیدها: ۵

یادداشت‌های جنگ ایران و اسرائیل (۳) لشکری که می‌تواند معادله‌ها را به هم بزند

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه سرنوشت هر جنگی را تعیین می‌کند لشکریانی هستند که می‌جنگند.

اما آیا لشکریان حاضر در صحنه را درست می‌شناسیم؟

فراموش نکنیم که این جنگ، همانند هر واقعه دیگری در عالم، در محضر خدا رخ می‌دهد؛ و خداوند لشکریانی دارد که جز خودش کسی از آنها آگاه نیست: «ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلاَّ هُوَ» (مدثر/۳۱).

لشکریان خدا، فقط مومنانی که سلاح به دست گرفته‌اند نیستند، بلکه هرکسی در آسمانها و زمین که بتواند کاری را در جنگی پیش ببرد و عضو لشکری شود، لشکر خداست: «وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (فتح/ ۴ و ۷)؛ یعنی نه فقط باد و باران و سنگ و خاک و …، بلکه حتی دست و پا و مغز و قلب خود دشمنان، می‌تواند لشکر خدا باشد علیه خودشان.

و بسیار مهمتر از این لشکریانی که در ظاهر می‌بینیم، خداوند متعال، علاوه بر آرامشی را که در این لحظات بحرانی بر مومنان فرومی‌فرستد، لشکریانی می‌فرستد که دیده نمی‌شوند: «ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها: پس خداوند آرامشش را بر پیامبرش و بر مومنان نازل کرد و لشکریانی فروفرستاد که نمی‌دیدید» (توبه/۲۶) ؛ «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها: پس خداوند آرامشش را بر او نازل کرد و او را با لشکریانی تایید کرد که نمی‌دیدید» (توبه۴۰).

مگر نه این است که الان لشکریان دشمن با فانتوم‌ها و پهبادها و خودفروخته‌ها و … به ما هجوم آورده‌اند؟ و مگر نه این است که خداوند به مومنان وعده داده است که وقتی لشکریان دشمن سراغ شما آمد ما هم لشکریانی را که دیده نمی‌شوند برای شما نازل می‌کنیم؟ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها: ای کسانی که ایمان آورده‌اند! به یاد آورید نعمت خدا بر خودتان را آن هنگامی که لشکریانی سراغ شما آمدند پس ما هم بادی علیه آنها فرستادیم و لشکریانی که ندیدید» (احزاب/۹).

پس چه جای ترس و نگرانی؟ اگر قرار است از چیزی بترسیم باید از این بترسیم که مبادا ایمانمان متزلزل شود، که مشمول آمدن این لشکریان خدا واقع نشویم.

اگر فقط «مومن» باشیم، (و مومن بودن کار سختی نیست: فقط حضور خدا در عالم را واقعا باور کنیم)، آنگاه خداوند فرشتگانی را با تعداد معین (که معلوم است هرکدام کاری معین برعهده دارد)‌ به یاری ما فرومی‌فرستد: «إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلين: هنگامی که به مومنین می گویی: آیا این شما را کفایت نمی‌کند که پروردگارتان ‏شما را با سه هزار فرشته‌ی نازل شده امداد می‌کند؟» (آل عمران/۱۲۴)

واگر علاوه بر ایمان، در مسیر مشکلاتی که پیش می‌آید، اولا صبر داشته باشیم و در اثر مشکلات عنان از کف ندهیم و بی‌تابی نکنیم، و ثانیا تقوا داشته باشیم (یعنی هرکسی خودش را در پیشگاه خداوند ببیند و از هر کار ناروایی که فرصتش برایش پیش می‌آید بپرهیزد؛ مردم عادی در رفتارهای روزمره‌شان؛ نیروهای مسلح در وظایف نظامی‌‌شان؛ کاسبان و بازاریان در کسب و تجارتشان؛ کارمندان در انجام امور اداری‌شان؛ مسئولان در مسئولیت‌هایشان؛ و …)، اگر دشمن به حملاتش ادامه دهد، آنگاه علاوه بر فرشتگان قبلی، خداوند نه فقط تعداد بیشتری فرشته، بلکه فرشتگانی که نشان‌دار (به تعبیر امروزی‌ها: آرم‌دار؛ مارک‌دار) هستند به یاری ما می‌فرستد؛ شاید یعنی چنان اقدام می‌کنند که نشان اقدامشان بر همگان آشکار گردد: «بَلى‏ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمين‏: بله؛ اگر صبر کنید و تقوا پیشه کنید و با همين جوش و خروش‏ بر شما بتازند پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار يارى خواهد كرد» (آل عمران/۱۲۵).

خداوند رحمت کند شهید بهشتی را؛ به او گفتند این همه علیه تو سخن می‌گویند چرا از خودت دفاع نمی‌کنی؟ گفت: من یک وظیفه دارم و خدا یک وظیفه؛ من وظیفه‌ام این است که مومن باشم؛ و خداوند خودش گفته که از مومنان دفاع می‌کند: «إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذينَ آمَنُوا» (حج/۳۸). من وظیفه خودم را درست انجام بدهم؛ خدا خودش بهتر می‌داند که وظیفه خودش را چگونه انجام بدهد!

یادمان نرود: در این جنگ، ما اگر وظیفه خودمان را درست انجام بدهیم و «مومن» باشیم و «صبر» و «تقوا» پیشه کنیم، خداوند خودش می‌داند با لشکریان خودش چگونه اهدافش را محقق کند.

تبصره: این سخنان به معنای نادیده گرفتن ضرورت اقدامات نظامی و … نیست. اشاره شد که هرکس باید وظیفه خودش را درست انجام دهد؛ نیروهای مسلح هم وظیفه‌ای دارند که باید انجام دهند. تمام سخن این است که اگر حضور خدا در جهان و در صحنه جنگ را جدی بگیریم، «مومنان» می‌توانند لشکریانی را به این جنگ گسیل دارند که هیچ نیروی نظامی‌ای را توان رویارویی با آن نباشد.

یادداشت (۱) کید دشمن، درون پازل الهی

یادداشت‌ (۲) راهکاری همگانی برای تقویت قوای جنگی

بازدیدها: ۳

یادداشت‌های جنگ ایران و اسرائیل (۲) راهکاری همگانی برای تقویت قوای جنگی

بسم الله الرحمن الرحیم

قرآن کریم می‌فرماید: در برابر دشمن تا می‌توانید «قوت» آماده کنید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال/۶۰).

معنای ساده و اولیه‌ای که از این آیه به ذهن‌ها خطور می‌کند قوت نظامی است؛ یعنی همین موشک‌ها و پهبادها و …، که الحمدلله در این زمینه اقدامات خوبی انجام شده است.

اما اندکی تأمل در این آیه و آیات مشابه نشان می‌دهد که این طور نیست که در زمانه کنونی (که قوت نظامی کاملا وابسته به فناوری‌های پیشرفته است) دیگر تکلیفی بر دوش ما افراد عادی نباشد.

اگر یادمان باشد که این قوتی که محل بحث است تماما به دست خداست: «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَميعا» (بقره/۱۶۵) و خداوند تنها قوی‌ای است که شکست‌ناپذیر است: «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزيزُ» (هود/۶۶)، آنگاه درمی‌یابیم که اصلی‌ترین پایه این قوت، نه صرفا قوت مادی و ظاهری، بلکه قوت معنوی است؛ و تدارک این قوت، وظیفه‌ای برعهده تک‌تک ماست، جزء نیروهای نظامی رسمی باشیم یا نباشیم.

اما آن قدرت را چگونه آماده کنیم؟ پاسخ را از ثقلین بگیریم:

قرآن کریم می‌فرماید: از ته دل استغفار و توبه کنید که قوتتان فزونی گیرد. همه ما گناهانی مرتکب شده و زنگارهایی در دل داریم؛ این زنگارها را از دل بزداییم تا در جبهه حق قرار گیریم که این کار است که برکات و امدادهای غیبی الهی را پیاپی بر ما نازل می‌کند و قوتی بر قوت ما می‌افزاید: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ، يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً، وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُم‏: در پیشگاه پروردگارتان استغفار کنید، سپس به درگاه او توبه كنيد؛ از آسمان بر شما پیاپی [امدادها] فرستد و قوتی بر قوت شما بيفزايد» (هود/۵۲).

در کلمات عترت ع هم همین فراز دعای کمیل، کافی است که درباره مومن فرمود: «وَ سِلَاحُهُ الْبُكَاء: سلاح مومن گریه‌ است».

پس اگر درگیر جنگ هستیم؛ و اگر در این جنگ باید بر قوت خود در مقابل دشمن بیفزاییم، مبادا صرفا به موشک و پهباد دل ببندیم. آنها البته لازم است، اما آنچه بر این قوت ما می‌افزاید استغفار به درگاه الهی و توبه از کارهای نادرستی است که مرتکب شده‌ایم، سلاح اصلی ما گریه است.

و این نادان‌ها جنگ را در چه زمانی آغاز کردند: چند روز پیش از آغاز محرم، ماه گریه، ماهی که یکباره سلاح اصلی این امت از غلاف بیرون می‌آید و آنگاه است که جهانیان تفاوت سلاح‌های مادی و معنوی را بالعیان مشاهده خواهند کرد؛ ان شاء الله تعالی.

پیوند به یادداشت اول

بازدیدها: ۶

یادداشت‌های جنگ ایران و اسرائیل (۱) کید دشمن، درون پازل الهی

بسم الله الرحمن الرحیم

عزیزانی که کانال یک آیه در روز یا سایت یک آیه در روز را پیگیری می‌کنند میدانند چند روزی است مشغول این آیه هستم: «إنَّهُمْ يَكيدُونَ كَيْداً:به‌یقین آنان چاره‌ها ‌اندیشند، چه چاره‌اندیشیدنی!» (سوره طارق (۸۶) آیه ۱۵)

چه تقارن عجیبی!

با توجه به اوضاع اخیر خواستم یادآوری کنم که آیه بعدی اش این است: «و أَكيدُ كَيْداً:و من هم چاره کنم، چه چاره کردنی!»

ضمنا تذکر فرازهایی از خطبه ۱۳۷ نهج‌البلاغه (در مقام مشورت دهی به خلیفه دوم در جنگ قادسیه) هم در این شرایط بد نیست:

«همانا این امر پیروزی و شکستش با کمی و زیادی لشکر نیست بلکه دین خداست که چیره اش کرده و لشکر خودش است که یاری و امدادش نموده تا به جایی که قرار بود برسد رسید و طلوعی که که باید بکند کرد و تکیه گاه ما وعده خداست. و خداوند وعده اش را محقق و لشکرش را یاری می‌کند…
و آنچه از راه افتادن آنان برای جنگ با مسلمانان گفتی همانا خداوند سبحان بیش از تو از این اقدام آنان ناخرسند و بر تغییر آنچه ناخرسند می دارد تواناتر است.
اما آنچه از عدد آن ها ذکر کردی پس بدان که ما در زمان رسول الله با تکیه بر برتری عددی و نظامی با دشمن نمیجنگیدیم بلکه با تکیه نصرت و یاری خداوند میجنگیدیم»

إِنَّ هَذَا اَلْأَمْرَ لَمْ يَكُنْ نَصْرُهُ وَ لاَ خِذْلاَنُهُ بِكَثْرَةٍ وَ لاَ بِقِلَّةٍ وَ هُوَ دِينُ اَللَّهِ اَلَّذِي أَظْهَرَهُ وَ جُنْدُهُ اَلَّذِي أَعَدَّهُ وَ أَمَدَّهُ حَتَّى بَلَغَ مَا بَلَغَ وَ طَلَعَ حَيْثُ طَلَعَ وَ نَحْنُ عَلَى مَوْعُودٍ مِنَ اَللَّهِ وَ اَللَّهُ مُنْجِزٌ وَعْدَهُ وَ نَاصِرٌ جُنْده …
فَأَمَّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ مَسِيرِ اَلْقَوْمِ إِلَى قِتَالِ اَلْمُسْلِمِينَ فَإِنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ هُوَ أَكْرَهُ لِمَسِيرِهِمْ مِنْكَ وَ هُوَ أَقْدَرُ عَلَى تَغْيِيرِ مَا يَكْرَهُ وَ أَمَّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ عَدَدِهِمْ فَإِنَّا لَمْ نَكُنْ نُقَاتِلُ فِيمَا مَضَى بِالْكَثْرَةِ وَ إِنَّمَا كُنَّا نُقَاتِلُ بِالنَّصْرِ وَ اَلْمَعُونَةِ!

بازدیدها: ۵

تقیه و ظرافتهای مواجهه امام صادق ع با طیف‌های مختلف جامعه

بسم الله الرحمن الرحیم

شب و شام شهادت امام صادق ع (چهارشنبه ۲۴ شوال ۱۴۴۶؛ ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴) در مسجد دانشگاه شیراز در جمع هیات محبین اهل بیت (دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز) بحثی درباره تقیه ارائه شد که در جلسه اول دو نوع تقیه‌ای که در ادبیات علمای شیعه رایج است (تقیه خوفی و تقیه مداراتی) مستند به کلمات امام صادق ع تبیین شد و در جلسه دوم به تبیین نوع سومی از تقیه (تقیه در برابر خود شیعه) در کلمات امام صادق ع پرداخته شد که به نظر می‌رسد از نیازهای جدی جامعه ما باشد.

فایل صوتی شب اول (شب شهادت)

فایل صوتی شب دوم (شام شهادت)

متن احادیثی که در این جلسات ارائه شد (همراه با سیر بحث) هم از اینجا به صورت فایل PDF قابل دانلود است و هم در ادامه تقدیم می‌شود ادامه مطلب تقیه و ظرافتهای مواجهه امام صادق ع با طیف‌های مختلف جامعه

بازدیدها: ۱

کارآمدی دین در دنیای امروز؛ درآمدی بر انسان شناسی قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم

روز چهارشنبه (۳ اردیبهشت ۱۴۰۴) نشست علمی‌ای داشتم در محضر اساتید و دانشجویان دانشکده الهیات دانشگاه شیراز با موضوع کارآمدی دین در دنیای امروز؛ درآمدی بر انسان شناسی قرآنی.

در واقع، پیشنهاد دانشکده برای این نشست «کارآمدی دین در دنیای امروز» بود اما عرض بنده این بود که تا نوع نگاه انسان‌شناسی ما اصلاح نشود مساله کارآمدی دین را نمی‌توان تبیین مناسبی کرد؛ از این رو،‌در این نشست کوشیدم صرفا خطوطی از انسان‌شناسی قرآنی (که با انسان‌شناسی‌های رایج فلسفی و عرفانی و غربی تفاوتهایی دارد) ارائه کنم که جای تأملی برای دغدغه‌مندان باشد.

برای دانلود فایل صوتی (ارائه بحث) کلیک کنید

برای دانلود فایل صوتی (پرسش و پاسخ بعد از ارائه) کلیک کنید

بازدیدها: ۱۲

دعا برای فرج یا ظهور؟ (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از نشر متن فوق، سوالاتی به دستم رسید که به نظر می‌آید نکاتی هست که نیاز به توضیح بیشتر دارد:

۱) اگرچه یک مقدمه ضروری برای حصول فرج شخصی، گناه نکردن است، و کسی که اهل گناه باشد، حتی اگر دیدار هم برایش رخ دهد، به فرج کامل و حقیقی نخواهد رسید؛ اما ظاهرا مساله بیش از آن است.

در متن قبل توضیح داده شد که فرج شخصی رسیدن به موقعیتی است که خود را چنان ساخته باشیم که امام زمان، اولا از ما تقیه نکند؛ ثانیا بتواند روی کمک ما حساب کند. و گستره این دو بیش از آن است که ابتدا به نظر می‌رسد:

مثلا یکی از موارد مهمی که امام از ما تقیه می‌کند عرصه معرفتی است: وقتی مسائل را مطابق با مرام امام نفهمیده، و ظرفیت فهمش را هم در خود ایجاد نکرده باشیم و دینداری‌مان صرفا بر اساس خوشایندها و علایق شخصی‌مان به برخی مسائل دینی باشد، نه منطبق بر آموزه‌های خود اهل بیت ع، آنگاه حتی اگر توفیق دیدار حاصل شود باز امام ناچار خواهد بود از ما تقیه کند.

ادامه مطلب دعا برای فرج یا ظهور؟ (۲)

بازدیدها: ۱۴

دعا برای فرج یا ظهور؟ (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم

مروری بر احادیث اهل بیت ع نشان می‌دهد آنچه وظیفه اصلی ما در زمان غیبت است «دعا برای فرج» است نه «دعا برای ظهور». البته اشکالی ندارد که دلمان بخواهد که ظهور عمومی حضرت هرچه سریعتر رخ دهد، اما آنچه محور توصیه‌های اهل بیت ع است دعا برای فرج است؛ و حتی گاه ائمه ع کسانی را که برای صرف ظهور حضرت عجله داشتند مواخذه می‌کرده‌اند که: «وَ أَنْتَ مِمَّنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا: مگر تو از کسانی هستی که دنیا می‌خواهند؟» و تأکید می‌کرده‌اند که اگر نسبت خود با امامت را درست کنی برایت ضرری نخواهد داشت که این امر جلو بیفتد یا عقب: «لَمْ يَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ» (الكافي، ج‏۱، ص۳۷۱).

شاید بهترین تبیین برای تفاوت ظریف این دو، این کلام حضرت آیت الله بهجت باشد: «ارتباط و وصل با آن حضرت و فرج شخصی، امر اختیاری ماست، به‌خلاف ظهور و فرج عمومی. بااین‌حال چرا به این اهمیت نمی‌دهیم که چگونه با آن حضرت ارتباط برقرار کنیم و از این مطلب غافل هستیم، ولی به ظهور و دیدار عمومی آن حضرت اهمیت می‌دهیم؟! و حال اینکه اگر برای فرج شخصی به اصلاح خود نپردازیم، بیم آن است که در ظهور آن حضرت از او فرار کنیم! چون راهی که می‌رویم، راه کسانی است که اَهَم و مهمی قایل نیستند.» (حضرت حجت عج، ص۳۱۱).

دعا یعنی درخواست عمیق از خداوند؛ و علی‌القاعده ما باید برای ظهوری دعا کنیم که وقتی رخ داد فرج ما باشد، نه هلاکت ما! و لذا کسی واقعا می‌خواهد و دعا می‌کند که بداند فرج حضرت، فرج او خواهد بود: «أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم» (كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۲، ص۴۸۵).

می‌توان گفت فرج شخصی یعنی اشخاص به چنان نسبتی با امام ع برسند که:

اولا امام ع نیاز نداشته باشد که از آنها تقیه کند- چنانکه خود امام زمان ع در دعایی که به شیعیان برای عصر غیبت یاد دادند بر این تصریح کردند: «وَ اجْعَلْنَا يَا رَبِّ مِنْ أَعْوَانِهِ وَ … وَ مِمَّنْ لَا حَاجَةَ لَهُ بِهِ إِلَى التَّقِيَّة» (كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۲، ص۵۱۵)- ؛

و ثانیا وجودشان برای امام ع طوری باشد که با بودن آنها، امام ع چنان «فرج» و گشایشی در کار خود ببیند که امکان ظهور عمومی برایش میسر گردد- چنانکه در کلمات اهل بیت ع علائم فراوانی برای ظهور مطرح شده است، اما عمده آنها صرفا علامتند، نه علت؛ شاید تنها روایتی که لسانش لسان علیت است آن است که می‌فرمایند که باید آن عدد ۳۱۳ تکمیل شود: «أَمَا لَوْ كَمُلَتِ الْعِدَّةُ الْمَوْصُوفَةُ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ، كَانَ الَّذِي تُرِيدُونَ» (الغيبة للنعماني، ص۲۰۳)-. ظاهرا امام صادق ع می‌خواهند بفرمایند تا فرج شخصی برای ۳۱۳ نفر حاصل نشود، انتظار فرج عمومی امام زمان ع را نداشته باشید.

پس مهمترین (و شاید تنها) وظیفه ما در زمینه‌سازی برای ظهور این است که چنان زندگی کنیم که فرج شخصی برسیم.

ادامه مطلب دعا برای فرج یا ظهور؟ (۱)

بازدیدها: ۳۳

گفتگو با یک آتئیست درباره خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

آشنایی من (حسین سوزنچی) با نظرات آتئیستها در حد مطالعه و گفتگوهای محدود مکتوب در فضای مجازی بود؛ اما گفتگوی مستقیم با کسی که صریحا منکر خدا باشد تجربه جدیدی بود که شاید برای دیگران هم قابل استفاده باشد. وی مشکلی در زندگی‌اش داشت که او را به سوی انکار خداوند سوق داده بود و چون در ابتدا و انتهای فایل درباره آن مشکل صحبت شد و مساله کاملا خصوصی بود آن فرازها حذف شده و فایل ضمیمه از ابتدای گفتگوی ما درباره خدا شروع می‌شود وبا پایان این محور از گفتگو پایان می‌یابد.

روند بحث:
ابتدا ایشان درخواست کرد که مطالبم را مبتنی بر مطالب درون دینی پیش نبرم که خواسته بجایی بود. من هم تجربه شکاکیت قدیمی خودم را بازگو کردم و تا دقیقه ۲۷ گفتگوهای نسبتا پراکنده‌ای بین ما رد و بدل شد. سپس چون من مدعی وجود خدا بودم طبیعی بود که ایشان از من طلب کند که ادله‌ام را بگویم.
سیری هم که در بحث سعی کردم تعقیب کنم این بود که:
اولا بحث تصوری را بر بحث تصدیقی مقدم کنم (یعنی اول معلوم شود هر دو درباره یک چیز صحبت کنیم؛ وگرنه چه‌بسا خدایی که او رد می‌کرد من هم رد کنم!)
ثانیا به جای شروع از بحثهای چندوجهی (که نیازمند استفاده از منطق‌های چند ارزشی است)، به سمت بحثهایی بروم که با منطق دوارزشی قابل دست‌یابی است تا به نتایج قطعی واضح بتوان رسید.
البته بحث درباره خدا ابعاد چندوجهی فراوانی دارد که فرصت نشد ولی تا بحث دوارزشی‌اش به نتیجه نرسد ورود در بحثهای چندوجهی صرفا به جدل می‌انجامد.
و البته تمام جلسه در قالب گفتگویی چالشی گذشت؛ نه ارائه یکطرفه.

برای دریافت فایل صوتی کلیک کنید

بازدیدها: ۴۸

کورسویی از معرفت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحیم

معرفت به حضرت زهرا سلام الله علیها از پیچیده‌ترین معرفتهاست. ایشان با شب قدر مقایسه شده‌اند که هم نشان‌دهنده عظمت ایشان است و هم مخفی بودن حق معرفت آن. در روایتی آمده که «علی معرفتها دارت القرون الأولی». ظهر روز شهادت ایشان (۳ جمادی الثانیه ۱۴۴۶ برابر با ۱۵ آذر ۱۴۰۳) در جمعی از خادمان هیات عاشقان مهدی شاهرود، بحثی ارائه شد که شاید بتوان آن را تأملی برای فهم حدیث فوق دانست.

برای دریافت فایل صوتی این جلسه کلیک کنید

آیات و احادیثی که در این بحث مورد استفاده قرار گرفته به ترتیبی که در بحث آمده هم در قالب فایل PDF از اینجا (به صورت رنگی‌شده که دقیقا محل‌های بحث معلوم است) می‌توانید دریافت کنید و هم به صورت متن وب در ادامه مطلب

ادامه مطلب کورسویی از معرفت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بازدیدها: ۱۴

تحلیلی از گریه‌های حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مدت کوتاهی بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زنده بود و در این مدت بیشترین حکایتی که از ایشان شنیده‌ایم گریه‌های ایشان است. فلسفه این گریه ها چیست؟ قطعا مساله فقط یک رابطه پدر و دختری نیست؛ که اگر این بود چه‌بسا اهل مدینه حق داشتند اعتراض کنند.

در مراسم عزاداری فاطمیه دوم سال ۱۴۴۶ در هیئت رزمندگان اسلام شاهرود (در گلزار شهدای شاهرود، حسینیه شهدا) که در سه روز برگزار شد (۱۳-۱۵ آذر ۱۴۰۳) بحثی ارائه درباره فلسفه این گریه‌ها در ابعاد عرفانی و سیاسی و هدایتی

برای دریافت فایلهای صوتی جلسات روی پیوندهای زیر کلیک کنید:

تحلیلی بر گریه‌های حضرت زهرا س (۱)

تحلیلی بر گریه‌های حضرت زهرا س (۲)

تحلیلی از گریه‌های حضرت زهرا س (۳)

خلاصه‌ای از جلسات فوق مشتمل بر متن کامل آیات و احادیث ارائه شده در بحث را هم در قالب فایل PDF از اینجا (به صورت رنگی‌شده که دقیقا محل‌های بحث معلوم است) می‌توانید دریافت کنید و هم به صورت متن وب در ادامه مطلب

ادامه مطلب تحلیلی از گریه‌های حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بازدیدها: ۱۷

چگونگی پیشبرد اهداف در منطق فاطمی (شرحی بر خطبه حضرت فاطمه س برای زنان مهاجر و انصار)

بسم الله الرحمن الرحیم

از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دو خطبه مهم باقی است. یکی خطبه فدکیه است و دومی خطبه‌ای که وقتی در روزهای آخر عمر شریفشان زنان مهاجر و انصار به عیادت ایشان آمدند این خطبه را خطاب به آنان ایراد کردند که به نظر می‌رسد این خطبه چگونگی پیشبرد اهداف در منطق فاطمی را نشان می‌دهد. به همین مناسبت در فاطمیه دوم امسال (سوم جمادی الثانیه ۱۴۴۶) به مدت پنج شب (۱۱-۱۵ آذر ۱۴۰۳) در هیات عاشقان مهدی در شاهرود با همین دغدغه به شرح خطبه مذکور پرداختم البته با استمداد از آیات و روایات معصومین علیهم السلام

برای دریافت فایلهای صوتی جلسات روی پیوندهای زیر کلیک کنید:

چگونگی پیشبرد اهداف در منطق فاطمی (۱)

چگونگی پیشبرد اهداف در منطق فاطمی (۲)

چگونگی پیشبرد اهداف در منطق فاطمی (۳)

چگونگی پیشبرد اهداف در منطق فاطمی (۴)

چگونگی پیشبرد اهداف در منطق فاطمی (۵)

خلاصه‌ای از جلسات فوق مشتمل بر متن کامل آیات و احادیث ارائه شده در بحث را هم در قالب فایل PDF از اینجا (به صورت رنگی‌شده که دقیقا محل‌های بحث معلوم است) می‌توانید دریافت کنید و هم به صورت متن وب در ادامه مطلب

ادامه مطلب چگونگی پیشبرد اهداف در منطق فاطمی (شرحی بر خطبه حضرت فاطمه س برای زنان مهاجر و انصار)

بازدیدها: ۵

جایگاه امتحان در فلسفه خلقت انسان

بسم الله الرحمن الرحیم

بحثی که با عنوان «حضرت زهرا (س) و تأملی متفاوت در فلسفه خلقت» در فاطمیه اول امسال ارائه شد هم از جهاتی زیاد طولانی شد و هم توفیق نشد که در جمع‌بندی نهایی آن نکته‌ای که در خصوص امتحان حضرت زهرا سلام الله علیها مد نظر بود کامل بیان شود.
در فاطمیه دوم در روزهای ۱۳ و ۱۴ آذر ۱۴۰۳ در مسجد دانشگاه صنعتی شاهرود تلاش شد هم لبّ آن مطلب به صورت فشرده (مختصر و مفید) ارائه شود و هم جمع‌بندی مد نظر تکمیل گردد.

فایل صوتی جلسه اول (۱)

فایل صوتی جلسه دوم (۲)

خلاصه‌ای از دو جلسه فوق مشتمل بر متن کامل آیات و احادیث ارائه شده در بحث را هم در قالب فایل PDF از اینجا (به صورت رنگی‌شده که دقیقا محل‌های بحث معلوم است) می‌توانید دریافت کنید و هم به صورت متن وب در ادامه مطلب

ادامه مطلب جایگاه امتحان در فلسفه خلقت انسان

بازدیدها: ۴

حضرت فاطمه زهرا (س) و تأملی متفاوت در فلسفه خلقت

بسم الله الرحمن الرحیم

ان شاء الله قرار است در ایام فاطمیه اول سال ۱۴۴۶ (۲۶ تا ۲۹ آبان ۱۴۰۳) در مسجد دانشگاه شریف بعد از نماز ظهر و عصر بحثی داشته باشم درباره فلسفه خلقت خاص انسان؛ که با استفاده از آیات و روایات آن را «امتحان» می‌دانم و این مهمترین ویژگی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بوده است که امام باقر ع ایشان را «مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ» معرفی کرده است.

اطلاعیه مراسمدریافت فایل صوتی جلسه اول

دریافت فایل صوتی جلسه دوم

دریافت فایل صوتی جلسه سوم

دریافت فایل صوتی جلسه چهارم

متن مشتمل بر آیات و روایات مورد استفاده همراه با توضیحات مختصری از سیر بحث

در ادامه متن فوق در صفحه وب تقدیم می‌شود. (مزیت فایل فوق این است که در آن محل‌های تاکید با رنگهای مختلف نمایش داده شده است) ادامه مطلب حضرت فاطمه زهرا (س) و تأملی متفاوت در فلسفه خلقت

بازدیدها: ۳

یحیی سنوار و پدیده مرگ‌آگاهی

🏴 إنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون‏ 🏴

رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ … قَضى‏ نَحْبَه‏

یحیی سنوار هم از میان‌مان رفت؛ اگرچه از رفتن او دلها خون است ؛ اما سزاوار است که چنین پر کشیدن عزتمندانه‌ و افتخارآمیزی که اوج شجاعت و صداقت وی را در کنار شدت مظلومیت وی به تصویر می‌کشید به خود او و به مقتدایش تبریک بگوییم. فیلم زیر به ما می‌گوید مقتدایش کیست:

یحیی سنوار:
مرگ در راه خدا برترینِ آرزوهای من است و من کلامی را از امام علی ع رضی الله عنه و کرم الله وجهه حفظ کرده‌ام که:
«أَيَّ يَوْمَيَّ مِنَ الْمَوْتِ أَفِرُّ؟ يَوْمَ لَا يُقْدَرُ أَمْ يَوْمَ قُدِرَ؟»
یعنی همیشه یکی از این دو روز است: روزی که در آن مرگ مقدر شده است؛ و روزی هم که در آن مرگ برایم مقدر نشده است؛
«يَوْمَ لَا يُقْدَرُ لَا أَرهبه» [روزی که مکتوب نشده است نمی‌ترسم] ولو که تمام دنیا علیه من دست به دست هم بدهند، چون در آن روز مرگ من مقدر نشده است؛
«وَ مِنَ المَقدورِ لَا يَنْجُو الْحَذَر» روزی که مکتوب شده باشد احتیاط هیچ فایده‌ای ندارد؛ ولو هزار متر زیر زمین پناه بگیرم؛ «وَ لَوْ كُنْتُمْ في‏ بُرُوجٍ مُشَيَّدَة: ولو در برج‌های استوار و برافراشته باشید» (سوره نساء؛‌ آیه ۷۸).
من می‌دانم زندگی به دست خداوند سبحان و متعال است، و تهدیدات و تلاش‌های شما یک روز هم از عمر من نخواهد کاست.

***

متن کامل حدیث امیرالمومنین ع چنین است:

از امام صادق ع از پدرشان از جدشان از امام سجاد ع روایت شده که امام حسین ع بر معاویه وارد شد. معاویه به وی گفت: چه چیزی پدرت را به چنین رفتاری کشاند که با اهل بصره [در جنگ جمل] جنگید سپس شبانه در گوچه و خیابان آنها با دو تا لباس [یعنی بدون زره] تردد می‌کرد؟

فرمود: به خاطر اینکه می‌دانست آنچه قرار است به او برخورد کند خطا نخواهد کرد و آنچه قرار است به خطا برود به او برخورد نخواهد کرد.

معاویه گفت: راست گفتی.

فرمود: و به امیرالمومنین ع وقتی می‌خواست به جنگ با خوارج برود، گفته شد: یا امیرالمومنین! کاش خودتان احتیاط کنید [= وارد معرکه نشوید].

فرمودند: «کدام یک از این دو روز از مرگ فرار کنم؟ آیا روزی که مقدر نشده است یا روزی که مقدر شده؟ آن روزی که مقدر نشده است که من از کشته شدن نمی‌ترسم؛ و هنگامی هم که مقدر شد احتیاط کردن فایده‌ای ندارد.

حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَ أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ الْمُعَاذِيُّ قَالُوا حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ الْهَمْدَانِيُّ مَوْلَى بَنِي هَاشِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْجَرِيرِيُ‏  قِرَاءَةً قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ قَالَ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ جُمَيْعٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ‏ جَدِّهِ ع قَالَ:

دَخَلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع عَلَى مُعَاوِيَةَ  فَقَالَ لَهُ مَا حَمَلَ أَبَاكَ عَلَى أَنْ قَتَلَ أَهْلَ الْبَصْرَةِ ثُمَّ دَارَ عَشِيّاً فِي طُرُقِهِمْ فِي ثَوْبَيْنِ فَقَالَ ع حَمَلَهُ عَلَى ذَلِكَ عِلْمُهُ أَنَّ مَا أَصَابَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَهُ‏  وَ أَنَّ مَا أَخْطَأَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَهُ قَالَ صَدَقْتَ قَالَ وَ قِيلَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع لَمَّا أَرَادَ قِتَالَ الْخَوَارِجِ لَوِ احْتَرَزْتَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ ع:

أَيَّ يَوْمَيَّ مِنَ‏ الْمَوْتِ‏ أَفِرُّ      أَ يَوْمَ لَمْ يُقْدَرْ أَمْ يَوْمَ قُدِرَ

يَوْمَ مَا قُدِّرَ لَا أَخْشَى الرَّدَى‏    وَ إِذَا قُدِّرَ لَمْ يُغْنِ الْحَذَر

التوحيد (للصدوق)، ص۳۷۵

بازدیدها: ۱۳